محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
419
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
نفريفته است ، با آنكه خداوند شما را بر وى و همراهان وى چيره ساخته است ، انگيزهء اين گونه رفتارها چيست ؟ اى خالد تو را به خدا سوگند مىدهم كه آيا چنين رفتارى زشت نيست ؟ تو با در پيش گرفتن رفتارهايى اين چنين ، همانند مالك ( 6 ) بن نويره گشتهاى ؛ پس بدا ( 7 ) بر تو و بر كارهاى ناپسندى كه در قبيلهء بنى مخزوم ( 8 ) از تو سر زده است . و السّلام ( 9 ) . 1 . بنگريد : الاشتقاق ص 149 - 150 . - م . 2 . ترجمهء اين بيت ، از روى كتاب ( الاشتقاق ص 149 ) ، انجام گرفته است . - م . 3 . در متن از مصراع دوم اين بيت ، واژهاى حذف شده و آن واژه در نسخهء خطّى ، « يص » بوده است . از اين رو ترجمهء اين مصراع ، از روى كتاب الاشتقاق ابن دريد ، انجام پذيرفت . - م . 4 . بنگريد : ( پيمان 283 / 8 ) . - م . 5 . العزاء : بردبارى نسبت به آنچه كه از دست مىرود ؛ اين واژه ، نام يا عنوانى است براى فرياد خواهى و درخواست يارى ( لسان 15 / 52 - 53 ) . - م . 6 . مالك بن نويرة بن جمره . . . يكى از مرتدّان بود كه در شورش ردّه به دست خالد بن وليد يا ضرار بن الأزور كشته شد ( المعارف ص 267 ؛ جمهره ص 193 و 224 ) . - م . 7 . السّوءه : هرگونه كار و امر زشت را گويند . آنجا كه اين واژه به معناى دشنام و نفرين به كار رود ، منصوب خواهدبود ؛ چنان كه گويند : سوءة لفلان ( بدا به روى ) ( لسان 1 / 97 ) . - م . 8 . مخزوم پسر يقظة بن مرّه . . . بن لؤىّ بن غالب بود و بنى مخزم تيرهاى از قريش بودند ( جمهره ص 464 ؛ لسان 12 / 178 ) . - م . 9 . پس از اين رويداد ، أبو بكر ، خالد را از فرمانروايى يمامه بر كنار ساخت و به فرمانروايى شام گماشت . پس از مرگ أبو بكر ، عمر او را از فرمانروايى شام نيز بر كنار ساخت ( الاشتقاق ص 149 ) . - م . ( 1 ) ( 283 / 12 - 13 ) سخن دربارهء از دين برگشتن قبيلهء كنده كتاب الرّدّة ، واقدى ص 117 - 146 . . . . و مردم حضرموت از قبيلهء كنده . بدين گونه كه زياد بن لبيد انصارى كه از سوى پيامبر خدا ( ص ) بر ايشان فرمان مىراند ، در حضرموت اقامت داشت ؛ و با ايشان نماز مىخواند و زكاتى را كه بايد مىپرداختند ، از ايشان مىستاند . پيوسته كار بدينسان بود تا آنكه . . . حكومت مسلمانان به دست أبو بكر افتاد . أشعث بن قيس كندى گفت : اى زياد ! ما سخنان تو و فرا خواندن مردم به سوى اين مرد ( أبو بكر ) را از تو شنيدهايم . آنگاه